مقاتل ابن عطية (مترجم: مؤسسه اسلامى ترجمه)

71

مؤتمر علماء بغداد (اين است راه حق يا كنگره عالمان بغداد) (فارسى)

شاه گفت : اى علوى ؛ تو در ابتداى سخنت گفتى « ابابكر » نسبت به فاطمهء زهراء عليها السلام دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رفتار بدى داشت ؛ اين رفتار ناشايست چه بوده است ؟ علوى فرمود : پس از آن‌كه « ابابكر » با تهديد و شمشير و ترساندن و زور از مردم براى خويش بيعت گرفت ، « عمر » و « قنفذ » و « خالد بن وليد » و « اباعبيدهء جرّاح » و گروه ديگرى از منافقان را به در خانهء « على » و « فاطمه » عليهما السلام روانه كرد ، و « عمر » نيز هيزم فراوانى گرد آورد و پشت در خانهء حضرت فاطمه عليها السلام جمع كرد - همان درى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بسيارى از اوقات در آن‌جا مىايستاد و مىفرمود : سلام بر شما اى خاندان نبوّت ؛ و بدون اجازه گرفتن وارد آن خانه نمىشد - « عمر » هيزم را سوزانيد و در را آتش زد و پس از آن‌كه حضرت فاطمه عليها السلام به پشت در آمد تا « عمر » و حزبش را بازگرداند ، « عمر » در را بر حضرت فاطمه عليها السلام فشرد و آن بانوى مكرّمهء اسلام با فشار شديد و سنگدلانهء « عمر » بر در ، در بين ديوار و در فشرده شد و جنينش سقط گرديد و ميخ در ، در سينه‌اش رفت و فرياد زد : پدرجان ؛ اى رسول خدا ؛ بنگر كه پس از تو از پسر خطّاب و پسر ابى قحافه چه مصيبت‌هايى مىبينيم ! عمر به اطرافيان خود نگريست و گفت : فاطمه را بزنيد . با اين دستور دژخيم ، تازيانه‌ها بر حبيبهء رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم زده شد و به حدّى آن بانو را كتك زدند كه بدنش خون‌آلود شد .